برای نازنین دُخترانم

محیا و مهنیا و مهستا

محیا خانمی دردانه

سلام دوست جونا،حالتون خوبه محبت

دلم تنگ شده برای تک تک انروزهایی که  صبح ها به عشق ثبت خاطرات دختر کوچولوی خونمون میومدم و بلاگمونو آپ میکردم خطا ولی اينستاگراممون فعاله و اونجا عكساي دخترامو زود بزود آپ ميكنم چشمک

خوشحال ميشم اونجا بهمون سر بزنيد دوستتون دارم،دلم براي همتون تنگ شده بوس

 

آی دی اینستاگراممون MARRIAM.MA

 

پ ن پ : راستی دوست جونا احیانا اگه کسی پیام داد فالوش نکردم شاید نشناخته باشمش یه پیام به دایرکت بهم بده خندونک

 

+ نوشته شده در دوشنبه 30 آذر 1394ساعت 16:52 توسط مامان مریم

روزای پایان مهر95

سلام دخترای نازم

این روزا دیگه استرس روزای اول مدرسه کم شده و امیدوارم علاقت هم بیشتر بشه. خانم معلم بسیار مهربونی داری . خانم خسروی واقعا کارشو بلده..

کلی هم کاردستی و فلش کارت درست میکنیم با هم که باید عکسشو زودتر برات بذارم

دوقلوها هم کمی ناخوش احوال بودن و موندن شمال. از عاشورا دیگه نیاوردیمشون. ایشالا امشب میریم دنبالشون برشون گردونیم تا دوباره خونه رو بریزن به هم..

دوستون دارم فرشته های نازم

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 مهر 1395ساعت 9:21 توسط مامان مریم |

جشن روز کودک - توچال

امروز جشن روز کودک رو که دوستای محیا جونی و معلم مهربونش تو توچال برگزار کردن رفتیم چقدر هم بهش خوش گذشت.

عکسا رو بزودی میذارم. امیدوارم با این کارا علاقت به مدرسه بیشتر بشه دختر نازم.

دوقلو ها هم هستن و بشدت در حال اذیت کردن ما..

+ نوشته شده در شنبه 17 مهر 1395ساعت 13:56 توسط مامان مریم |

بوی ماه مهر 95

سلام دوستان

این خانم رو میشناسید. ایشون همون محیا کوچولوی ما هستن که امروز رفتن مدرسه. مدرسه عدالت نزدیک دانشگاه بهشتی

من و محیا خانومی چون همیشه کله صبح بیداریم و این مسیرو میایم برامون زیاد سخت نبود. اما خوب از شب قبل دلهره های مادر و دختر وجود داشت. جای جدید و دوستای جدی. محیا صبح میگفت یادش بخیر چه روزگاری داشتم با درسا و هستی..

 

خانم خیراندیش مدیر مدرسه یه ساعت زنگدار به دخترا کادو داد تا هر کی قبل از مامانش با صدای زنگ ساعت خودش بیدار بشه.

صدف همکلاسی محیا و محیا عظیمی کلاس دومی:

خدا پشت و پناهت عشقم..

قابل توجه دوستان عزیز که دوقلوها رو بیست روزی میشه آوردیم تهران و مهد کودک. قبلا پیش مادرجون و پدرجون تو شمال زندگی میکردند. کمی برای محیا سخت شده اما خیلی خوشحالیم که اونا کنارمون هستن.. بامید روزهای خوب کنار هم بودن

 

+ نوشته شده در شنبه 3 مهر 1395ساعت 10:30 توسط مامان مریم |

جشن فارغ التحصیلی مهد

سلام دوستای مهربونم.کاش اینجا برقرار بود و شما بودید.. همیشه..کاش تلگرام ور بیفته..

امرو خیلی خوشحالم. جشن فارغ اتحصیلی مهد محیا بوده و من تازه به این نتیجه رسیدم که مربی محیا حق داشته. دختر نازم پر از استعداد و توانایی و خانومیه. خدایا شکرت. تمام خستگیهای 7 ساله از تنم رفت و من به روبروی خودم امیدوارتر شدم. خدایا شکرت

جاهایی هم گریه کردم.. بشدت.. از امام زمان میخواستین نظر به بچه های مهد کنه... الهی آمین تو درسها موفق بشین و همواره شاداب بینمت گلم..

جایی که با مهد و کودکیتون خداحافظی کردین و من نذاشتم اومدن دوقلوها بچگیو ازت بگیره.. اونا که هنوز هم شمالن و شما هنوز دختر ناز و بی نظیر و یکی یدونه خودمی.. عاشقتم

+ نوشته شده در سه شنبه 17 فروردين 1395ساعت 11:25 توسط مامان مریم |

سالی نو

سلام دخترای ناز و قشنگم. فرشته های من..

رئزهای کاری اول سال 95 هست و من وبابایی و محیا جون تازگیا از کنارشما و مادرجون اینا برگشتیم تهران سرکارمون.. سری بعدی ایشالا شما رو با خودمون میاریم. هرچند میدونم خیلی کنترل امور سخته.. ایشالا خدا یاری کنه.

محیا جون هم که دیگه خانومی شده واسه خودش و تمام دغدغه های سال جدیدم ثبت نام تو مدرسه دلخواهمه. ایشالا حل بشه و دغدغه هام کم شه. تا بتونم راحتتر به شماها برسم

چقدر شیرین و دلبر شدین. شیطنتاتون مهربونیهاتون خواهرانه هاتون خیلی قشنگه و همین باعث میشه دل کندن پدرجون و بقیه از شما خیلی سخت بشه..الان محیا رو با لفظ محیوووو و بحیا صدا میکنی. مَ مَ و بَ بَ رو میگین. زیاد به مامان و بابا حساس نیستین اما کمی میگین.دَدَ رو میگین.آیفون زنگ میخوره میگین کیه؟؟ مَووو یعنی گربه و دَفش یعنی کفش.. مهستا بیشتر از مهنیا صحبت میکنه و به زبون خودتون با هم نطق میکنین..

دارم خونه رو برای ورودتون آماده میکنم..بامید روزهای خوب و خوش در کنارشما

+ نوشته شده در يکشنبه 15 فروردين 1395ساعت 9:05 توسط مامان مریم |

به امید برگشت

سلام دخترای نازو دوستای خوبم. فلشی که عکسای ماهیانه رو کوچیک کرده بود پیدا شده.. بزودی برمیگردم با کلی عکس

+ نوشته شده در جمعه 21 اسفند 1394ساعت 11:38 توسط مامان مریم |

دندونه ها



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



+ نوشته شده در جمعه 9 بهمن 1394ساعت 12:56 توسط مامان مریم |

تواناییها در شرف یکسالگی



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



+ نوشته شده در سه شنبه 15 دی 1394ساعت 12:50 توسط مامان مریم |

اولین سال تولدتون

عشقای من!! قشنگای من!!! تولدتون مبارک..

مبارک!!! مبارک!!! تولدت مبارک

شرمنده تونم که مجبورم تولدتونو از راه دور تبریک بگم عشقای مامان.. و این بخاطر سلامتیتونه..همیشه شاد باشید..

محبت

دوستتون دارم..

قدر پدرجون و  مادرجون و خاله جونو بدونید که برای نگهداریتون تو این یکسال چقدر زحمت کشیدن.. ایشالا همتون سلامت باشین..

 

+ نوشته شده در جمعه 11 دی 1394ساعت 22:02 توسط مامان مریم |

عکسهای جشن تولد - تالار نارون



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



+ نوشته شده در جمعه 4 دی 1394ساعت 16:53 توسط مامان مریم |