20/ شهریور/ 90
صبح خیلی خیلی زود بیدار بشی....شیر خوردی و با بابایی تا ماشین عشقولانه کردین.ای هم یک عکس از محیا و بابا جونش، برخلاف بعضی از مامانها (خودش میدونه کی رو میگم) که عکس جوجو هاشونو با نیمرخ بابایی میزارن تا خدای نکرده جای برادری چشم نخورن، من عکس کامل و واضح و از نزدیک میزارم تا همه ببینن این دخمل چقدر شکل باباییشه و من بیچاره.... موقع پوشیدن کفشت یه پشه از بالا سرت رد شد. دوتا دستتو تو هوا زدی بهم تا بکشیش!!! من تعجب کردم و گویا بابایی اینکارو دیشب کرد و شما دیدی و یاد گرفتی...ای ناقلا فیلم ضبط میکنی!! تو ماشین خوابیدی تا کلاست هم بیدار نشدی. حتی یکی از بچه های جدیدالورود جیغ میکشید اما همچنان خواب بودی. را...









