محیا جانمحیا جان، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 10 روز سن داره
دوقلوهامهنیا ومهستا دوقلوهامهنیا ومهستا ، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 17 روز سن داره

برای نازنین دُخترانم

18 / شهریور/ 90

1390/6/19 13:09
نویسنده : مامان مریم
440 بازدید
اشتراک گذاری

امروز جمعه و یک روز تعطیل...شهریار و مامانش نهار خونه ما بودن

کلی خسیس بازی در میاوردی و همه چی رو گرفتی بغلت تا به شهریار ندی:

وقتی سر ظهر خوابیدی شهریار دور برداشت و همه چیتو گرفت . کلی هم کار خرابی کرد...پایه گیتارو شکوند و قاب عکسها رو پشت میز انداخت. فدای سرش مگه چند تا شهریار داریم....بیچاره مامانش هر وقت میاد باید بدوه دنبالش..

بعد نهار با شهریار و آنا و ماماناشون به نمایشگاه تخصصی مادر و کودک تو خیابون حجاب رفتیم..این دو مامان هم اونجا با هم دوست شدن. اصلا کار ما وصل کردنه...میبینی گلم...تازه هر سه تاتون هر دو مامان بزرگاتون شمالن. یعنی در واقع ما سه تا هیچکیو اینجا نداریم تا تو نگه داشتن شماها کمکمون باشه . پس دوستای خوبی واسه هم میشیم....ایشاله

برای سه تاییتون از نمایشگاه این بلز رو خریدیم

چقدر اونجا زیاد بچه بودن...وای سر درد شدم بخدا..

 مانی و محیا تو نمایشگاه

مگه میشد ازتون عکس انداخت:

وروجکها

شهریار که تازه بیدار شده و هنوز گیجه که اینجا کجاست؟

 

محیا در حال مطالعه کاتالوگها

من و دخترم

ناناس

چه ذوقی

دو دانشمند

اسباب بازی

این عروسکهای کوچولو هم خیلی ناز بودن

نشستی و نقاشی کشیدی تازه به شهریار هم کنارت جا دادی چه عجب!!!تعجب

 

شدیدا مشغول

ظاهرا شهریار هنوز باورش نشده که کجاست:نیشخند

شهریار به اینور و اونور نگاه میکنه

تازه تو نمایشگاه غرفه نی نی وبلاگ هم بود و ما گشتیم تا خودمونو بهشون معرفی کنیم و بگیم چه تبلیغاتی براشون نکردیم و چه کسایی رو آلوده نکردیم...اما پیداشون نکردیم. فقط تبلیغاتشونو رو ماشینمون چسبوندن. من هم برش نداشتم تا فردا با همون بیام مهد دانشگاه...نیشخند

بعدش بردمتون پارک فدک، کلی خوش گذشت اما چون ازین پارک و با این لباس قبلا عکس داشتی زیاد نگرفتم:

محیا و آنا

راستش شهریار میانه خوبی با من داره و کیف میکنه وقتی که نازش میکنم....شاید واسه همین زیاد باهاش خوب نیستی....

ساعت 8 اومدیم خونه و بابایی فوتبال نگاه میکرد...

محیا در حال نواختن:

شام خوردی و خوابیدی. خوابهای خوب ببینی نازگلم....خوشحالم که امروز بهت خوش گذشت

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

matin
19 شهریور 90 14:57
سلام از پی امی که برام گذاشتی ممنون خوب من خیلی به کارهای کامپیوتری واردم واسه همینه که شبیه تازه کارها نیستم (خوب از آدمی که از صبح پای کامپیوتره انتظاری نمی شد داشت ، نه جدی میگم چون کارم در گذشته یه جورایی با اینترنت بود کلا کار با اون واسم راحته.) نمایشگاه هم با سختی هاش ولی خوب بود به امید روزای خوب وخوش محیا جون رو ببوس


آره عزیزم خوب بود. پس ازین ببعد اشکالاتم رو از شما میپرسم...
دخترخاله مهربون(مهرناز)
20 شهریور 90 18:44
اخه من فدای عقل وشعورت بشم


میسی عسیسم