پارک گلبرگ
من و مامان آنایی تصمیم گرفتیم ببریمتون پارک گلبرگ. نزدیک خونست اما نمیدونم چرا تو این چند سال نفهمیدیم که پارک به این خوبی نزدیک خونمونه. باصفا و خلوت و امن وبا امکانات فراوان...شاید دم اتوبانه و جای پارک ماشین خوبی نداره و برای بردن وسایل سختمون میشه. اما غروبها جای با صفاییه قربون خنده هات اینجا هم که هر دو داشتید برای ماماناتون ژست میگرفتید: و دو دوست خوب: و آنا خانمی شیطون بلا و مهار نشدنی: اصلا از ارتفاعات ، تنهایی و... نمیترسه و عاشق هیجانه. بمیرم برات که میخواستی به گرد پاش برسی اما میترسیدی و نصفه کاره برمیگشتی پیشم.. یه دختر قلدری هم آنایی رو زد و اون هم از خود...










