محیا جانمحیا جان، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره
دوقلوهامهنیا ومهستا دوقلوهامهنیا ومهستا ، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

برای نازنین دُخترانم

9/شهریور/90 - عید فطر

1390/6/12 10:13
نویسنده : مامان مریم
356 بازدید
اشتراک گذاری

 

استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان

عید فطر رو پیشاپیش تبریک میگم...امیدوارم روزهای خوبی پیش روتون باشه و روزهای گذشته روزهایی پربار و دعاها و عبادتهاتون قبول درگاه حق واقع شده باشه...

من که ماه رمضون خوبی نداشتم و حتی یکبار نتونستم سر سفره افطار مادرم حاضر باشم...ایشاله از امروز میرم شمال کنارشون تا هم من و هم محیا حسابی بهمون خوش بگذره...بابا علی هم که هرجا باشه براش فرقی نمیکنه...همش دپرسهافسوسناراحتحتی اگه خونه مامی جونش باشهخنده

صبح عید تا صدای مادرجونو از بیرون شنیدی، بدون اینکه منو تحویل بگیری رفتی سراغش. چون میدونی سریع برات شیر و صبحونه آماده میکنه...

محیا تو حیاط خونه مادرجون- شمال

کلی با دایی جون وحید و بقیه بازی کردی

محیا دایی جونو از خواب بیدار کرد و اسب بازی

همه کم کم برای عید دیدنی میومدن اونجا...تا ظهر طول کشید تا همه رو جمع کردم و قرار شد بریم میرود بابلسر... جایی که هم دریا و هم جنگل ساحلی داره..پیشنهادات زیاد بود یکی میگفت فلان جا شلوغه، دوره، سرده و ...همه بجز دایی جون اکبر اینا بودن. اونا هم با فامیلای زندایی به مرغداری خودشون رفته بودن..

تا همه آماده بشن زندایی شما رو سوار ماشین کرد و تو کوچه های اطراف میگردوندت و شما چه ذوقی میکردی...

 با زندایی در حال ماشین سواری

گردش یک روز شیرین:

گردش یک روز شیرین

منظره ای زیبا

چند تا عکس از محیا و مهرناز که حسابس بهشون خوش گذشت:

محیا و مهرناز و سحر

ما دو تا دختر خاله

محیا و سحر دختر داییش

محیا و مانی:

محیا و مانی

 

 جمع خانواده:

 

اینجا هم واسه اینکه کسی کبابتو نگیره (بخصوص محمد آقا) پشت کردی به همه و تنهایی داری میخوری:

 

مامانی و امین جون

محیا و دایی جون

محیا در حال فوتبال ساحلی

فوتبال ساحلی

 و کلی هم فیلم گرفتم...

دریا هم نرفتیم چون خیلی خطرناک بود و آمبولانس اومده بود تا کساییکه غرق شدن و ببره بیمارستان...ازونجا یک سری هم به علیرضا اینا تو مرغداری زدیم...و شب خسته بودی و زود خوابیدی

از وقتی که اومدیم شمال پستونکتو ازت قایم کردیم..شب اول کمی نق زدی اما سرت گرم بود و عادت کردی..

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان صدف
8 شهریور 90 11:17
تعطیلات خوبی داشته باشید. و در جوار خانواده بهتون خوش بگذره.


ممنون عزیزم
مامان پریا
11 شهریور 90 6:58
عیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــدتون مبارک نماز و روزه هاتون قبول تعطیلات خوش بگذره
مامان محیا عظیمی
12 شهریور 90 10:24
عکسهای خوبی بود
خوش باشی


مرسی عزیزم