محیا جانمحیا جان، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره
دوقلوهامهنیا ومهستا دوقلوهامهنیا ومهستا ، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

برای نازنین دُخترانم

27/ مرداد/ 90

1390/6/5 9:06
نویسنده : مامان مریم
620 بازدید
اشتراک گذاری

پنجشنبه صبح به کارهای بانکی بابایی رسیدیم و بعدش رفتیم از پاساژ گلبرگ یک گوشی خریدم.

اولین عکس با گوشی جدید

تو پارکینگ

راه پله خونه

حالا این مادر بی جنبه هی عکس میندازه....

حقوق منو هنوز نریختن واسه همین یکسری از کارهام موند.. نهارتو دادم و بعدش با خاله سمی ( دوست مانی) هماهنگ کردم و رفتیم بوستان پونک.. به سفارش مامان درسا. اما ساعت دو اونجا بودیم و مغازش بسته بود. هی گفتن میاد و میاد تا اینکه ساعت 6 شد و همه مغازه ها باز کردن و ازین آقا خبری نشد. ما هم با زبون روزه و شیطنتهای جنابعالی، دیگه کلافه شدیم و تصمیم گرفتیم برگردیم. واسه اینکه صبر کردنمون بی فایده نشه تا اون موقع موندیم...

 خلاصه حیف وقت با ارزشمون (مخصوصا خانم دکتر سمی) و پول 4 ساعت پارکینگ الکی و خریدهایی که تو اون فاصله از مغازه های دیگه کردیم.... و تو چه ترافیک سنگینی از شرق تهران اومدم غرب و برگشتم...خوبیش فقط این بود که بعد مدتها خاله سمی رو دیدم و کلی حرف واسه گفتن داشتیم.

حس اینکه شما رو ببرم به خانه اسباب بازی طبقه همکف رو نداشتم و خاله بلندت کرد و از همونجا بازی بچه ها رو تماشا میکردی..

محیا در حسرت خانه بازی

هر چی میدیدی میخواستی. به هر اسباب بازی فروشی میرسیدی میرفتی تو و چقدر هم تعدادشون زیاد بود...

محیا در بوستان پونک

نمیدونم مامان درسا میره اونجا چطور کنترلش میکنه...شما که به وجد اومدی..رفتی سراغ کلیپسها و از تنوع رنگش جو گیر شدی و گفتی : دو تا کلیس میخام و بنده خدا خاله سمیه دو رنگ، ست لباسهای جدیدت واست خرید.

کلیپسهای محیا

وقتی اومدم خونه جنازه بودم...بابایی هم از رستوران شرکت حلیم خرید و افطار کردیم...بعد افطار هم جایی نرفتیم و معده ام بشدت درد گرفت، اما خدا رو شکر بابایی حالش بهتر بود..

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان علي
29 مرداد 90 11:20
نازيييييييييييي.چه دختر خوشگلي
ماماني گوشي نو مبارك.انشاالله عكساي محيا جونو ميبينيم كه؟


بله. حتما در اسرع وقت عزیزم