31/ اردیبهشت/ 90
امروز با مانی با هم رفتیم کارت زدیم. کارت خون انگشتتو نشناخت و جیغ کشیدوشما کلی ذوق کردی. یکی از همکارها مامان رژین گفت این پدرسوخته عجب کفشهایی داره. عصری هم رفتیم ٧ حوض بعد با بابایی برگشتی خونه. تا من بیام کلی گریه کردی. چون کولر خونه رو به گند کشید کلی خونه تکونی داشتم و شما دخنر گلم بهم کمک کردی. ازت فیلم گرفتم.
.gif)
.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



31/ اردیبهشت/ 90
