کارهای خوب
مانی واست صندلی خریده که روش بشینی
و خیلی واسه دیدن فیلمها به تلویزیون و لب تاپ نزدیک نشی.

اما تا ظرف غذاتو دست مانی میبینی سریع صندلیتو میاری و میشینی روش و یک دستمال برمی داری و منتظر غذا میشی. آخ مانی فدای درک و تمیزی ات بشه الهییییییییی

از یکسالگیت هم، بعد از خوردن غذا هم دوتا دستات رو بالا میبری و مثلا میگی الهی شکر.
الان هم که میگی ای یی یی دف...یعنی وای ی ی تموم شد
با شنیدن صدای اذان میدویی میری چادری رو که مادرجون واست دوخته برمیداری و شروع میکنی به نماز. فقط هم سجده میری.اولها فکر میکردی من و بابایی مهر رو میخوریم. اما کم کم پیشونیتو روش میگذاری البته به پهلو، تا ما و همه جارو بتونی خوب ببنی!!!!!!!!ای وروجک!!! امیدوارم عبادتت ادامه دار باشه و یک دختر پاک و با ایمان بار بیای. این آروزوی بزرگ بابا علیه
هرچی شکلات و چیزهای دیگه می خوری پوستشو یا به من میدی یا خودت میندازی سطل آشغال!!!!شیشه شیرت هم که تموم شد میذاری رو کابینت با اینکه قدت بزور بهش میرسه
بسه دیگه از کارهای خوبت نمیگم.چشم می خوری



کارهای خوب
