11/ تیر/90
امروز بدلیل کنکور، دانشگاه تعطیل بود و فرصت خوبی بود تا کمی استراحت کنیم تا ده صبح خوابیدیم و من باید بعدش مرکز بهداشت سمنگان میرفتم. حالم خیلی خوب نبود...تا عصر همچنان سرگیجه داشتم. تو راه برگشت واست آبمیوه خریدم. تازه کشفش کردی و خیلی خوشت اومد و میگی ساننیس.

تا اینکه عصری مامان آنا (پارسیان) زنگ زد که بریم بیرون یک دوری با شماها بزنیم. برای تغییر روحیه قبول کردم. رفتیم و خیلی خوب بود. اما متاسفانه از شماها عکسی نگرفتم.
تو خونه ، کمی با هم با پارچه رو مبلی قایم موشک بازی کردیم وو شما چه ذوقی میکردی...


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



11/ تیر/90
