من زنم
این متن رو خاله غزال ( دوست من) که تو سوئیس زندگی میکنه واسم ایمیل کرد..نمیدونم تا چه حد درسته اما مطمئنم دروغ نگفته.... من، زنم ... با دست هایی که دیگر دلخوش به النگو هایی نیست ... که زرق و برقش شخصیتم باشد من، زنم .... و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو میدانی ؟ درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی قوس های بدنم به چشم هایت بیشتر از تفکرم می آیند دردم می آید باید لباسم را با میزان ایمان شما تنظیم کنم دردم می آید ژست روشنفکریت تنها برای دختران غریبه است به خواهر و مادرت که میرسی قیصر می شوی دردم می آید در تختخواب با تمام عقیده هایم موافقی و صبح ها از دنده دیگری از...
نویسنده :
مامان مریم
9:25












