محیا جانمحیا جان، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره
دوقلوهامهنیا ومهستا دوقلوهامهنیا ومهستا ، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره

برای نازنین دُخترانم

عروس خانمی

این هم عروس خانم محیا گلی: عروس رفته گل بچینه: دسته گل کاهویی: این لباسو تو شمال دوختن برات. آخه آماده هاش شلوغ پلوغه و خوشم نمیاد دمپایی پلاستیکیو داشته باشید.. ایشاله عروسیتو ببینم. اشک تو چشام جمع شد.. ...
11 فروردين 1392

عیدیهای زودرس

محیا خانمی تا اومد خونه مادرجون، کلی چیز میز کادو گرفت و من هم دیدم بجاست تا با بابایی براش عیدیشو بگیریم تا تو تعطیلات استفاده کنه.. این تل و دمپایی رو خاله جون برات گرفته و این شامپو رو هم مادرجون (البته اینا عیدی نیستها-چیزاییه که شما خانمی درخواستیدید): باباعلی از همه خواست که عیدیهاشونو نقدا حساب کنن لطفا.. و این هم دوچرخه ای که صبح برات گرفتیم و کلی ذوقیدی: و اینهم دوچرخه قبلی که هنوز ولش نکردی... جالب اینکه دوچرخت جای نی نی داداشی هم داره: ...
26 اسفند 1391

سال نو مبارک

سال نو رو پیشاپیش به همه دوستانم تبریک میگیم. امیدواریم سالی سرشار از خوشی براتون باشه. تو رو خدا اگه ما رو یادتون بود از دعای خیرتون بی بهره نذارید.. امسال خدا رو شکر میکنیم که عید باباعلی کنارمونه.. سالم و سرحال. برای تداوم سلامتیش دعا کنین.. ایشاله تو این سال خبری از بیماری و فراق عزیزی نشنوید. این دعای من لحظه سال تحویل برای همتونه.. انشاله ...
23 اسفند 1391

سیندرلا=مامان فهیمه

شما رو دفتر مهدت عکس سیندرلا داره.. خاله منظر میگفت سپهر (یکی از همکلاسیهای شما) هر وقت دفتر شما رو میبینه به خاله میگه: خاله ببین این عکس مامان فهیمه است!!! خدا بداد خانمش برسه. پسر اینقدر مادر پرست... سیندرلا= مامان فهیمه البته پسرک دروغ نگفته. یه مامان فهیمه داره ماه ه ه ه !!! اما فهیمه جان من عمرا بهت دختر نمیدم.. ظاهرا نسل بعدی آتیششون تندتره!!! (برای اینکه درجریان باشید عرض کنم که باباعلی هم هنوز که هنوزه میگه مامانم مثل گوگوشه!!!) و هربار که میگه من و عمه هات کلی میخندیم!!! خداییش بچه های ما هم ما رو خوشگل تر از همه میدونن!!! خدایا بابت این نعمت مادرشدن تو را شکر!!! ...
21 اسفند 1391

چندتا عکس

این ست لباس زیر محیا گلی خیلی جنس و مدل خوبی داره. از طبقه زیرین پاساژ برلن برات خریدم. بقیه چیزها هم جمع شده و تو ساکن وگرنه عکس مینداختم. پارچه و تور برای لباس مجلسیت خریدم آخه آماده هاش خیلی شلوغ پلوغن. با تل ستش و یه کلاه پرنسسی. واای چی میشی بپوشی این عکس همون کادوی محیاست که خاله هلنا براش خریده و محیا بسی مشعوف از داشتنش: آخر هفته دوبار موقع خواب و بمدت نیمساعت سرفه میکردی و بقیش خوب بودی و معلوم بود آلرژیت عود کرده. دیروز بردمت دکتر و فقط دستگاه اسپری داد (ونیز مولتی ویتامین) و خدا روشکر استفاده کردی و الان خوبی. گفتم قبلیو که گم کردم یکی دیگه بگیرم تا ایام عید که دکتر خوب پیدا نمیشه خ...
21 اسفند 1391