محیا جانمحیا جان، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره
دوقلوهامهنیا ومهستا دوقلوهامهنیا ومهستا ، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

برای نازنین دُخترانم

عکسای قاطی پاتی از شمال

1392/5/21 15:15
نویسنده : مامان مریم
1,020 بازدید
اشتراک گذاری

حیاط زیبای خونه مادرجون.. واقعا کجا ازینجا بهتر:

انار:

یه روز هم با فاطمه اومدیم خونه و براتون آب رنگ خریدم تا فاطمه اینقدر در غم مادرش در از دست دادن برادرش نسوزه..

خیلی قیافه ماهش غمگینه مگه نه..با اون چشای خوشرنگش. تازه اینجا تو پارکه و موقع بازی

از خاله جون خواستید سوار شه تا بچرخونتتون..

با اسکوتر سحر دم خونشون بازی میکردین:

و بالاخره با وجودیکه هنوز یه هفته از تعطیلاتم مونده بود برگشتیم خونه و الان سرکارم. این یکشنبست و جاده پر ترافیک هراز. زندایی و سنا و سحر هم با ما اومدن تا برن خونه مادرجونش. خاله جون ناز هم که اومد خونه خودمون.

یادم رفت بگم. تعطیلات عید فطر رو زیراب بودیم و تو ویلاهایی که من از طرف دانشگاه رزرو کرده بودم (البته بیرونش باصفاتر و دلچسب تر بود) گذراندیم که خیلی خوش گذشت.  شما هم که مثل من روزهای آخر دیگه دلت میخواست برگردی تهران پیش اسباب بازیهات و تا رسیدیم و کوچه های آشنا رو دیدی خیلی مشعوف شدی

قابل توجه فریماه جون. عمری با همسر گرام سر شمال زندگی کردن ایشون و تهران زندگی کردن من مشکل داشتم حالا رسید به این دوتا. بنظرت مثل خودمون نصف نصف زندگی کنن بهتر نیست؟؟ گهی اینجا و گهی آنجا؟؟؟!!!

این هم بابای مهربونم که شما و باباعلی خیلی دوسش دارین. یادمه دیروز میگفت محیا من خیلی دوستت دارم عاشقتم چکار کنم؟؟؟(بعد اینهمه آزار و اذیتی که تو این چند وقت کردی) و شما خیلی سرد جوابشو دادی..

من عذرخواهی کردم و اون هم گفت نه بچه است. ایشاله بزرگتر بشی قدر زحمتهایی رو که ایشون و بخصوص مادرجون برات تو این چند وقت کشیده بدونی. اون از انجام کارات تا شستشوی خودت و لباسات و بارونی شدنات با دهن روزه و هرچی میخواستی سریع برات فراهم میکردن چه من بودم و چه نبودم... 

چند وقته میری سراغ دوربینو نزدیک خودت میکنی و عکسای هچلفت از خودت میندازی. نمونش:

و سنا خانمی (دختر دایی) که سحر موهاشو قیچی کرده. بردم جفتتونو شستم اما سنا حاضر نبود بیاد بیرون:

اینجا هم تو خونه از عروسکات عکس انداختی..

بهترینها رو برات میخوام گلم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

خاله هدی یاسمین زهرا و محمد کوچول
21 مرداد 92 14:31
الان هوای شمال خوبه؟؟ شرجی و خفه کننده نیست؟ من چندین دفعه که رفتم شمال به خاطر هواش اصلا بهم خوش نگذشت چون هی اکسیژن کم میاوردم و از بس لباسام بهم می چسبید کلافه شده بودم. خیلی دوست دارم یه زمانی برم که هواش خوب باشه و بتونم از طبیعت زیباش لذت ببرم


عزیزم شما که جای تقریبا شرجی زندگی میکنی.. البته خداییش خیلی از مسافرها نمیدونن کی برن شمال و کجاش برن. باورت میشه من این چند هفته یکبار هم دریا نرفتم.. ویلاهای جنگلی خیلی آرامش بخشتر از ویلاهای ساحلیه. نقاطی روی کوهها هست که طبیعت بکره و هواش عالی. ما این چندروز زیراب بودیم نمیدونی چی بود. ابر و مه میومدن تو اتاق. هوای بهشتی. وقتی برگشتیم بابل خونه بابام حاضر نبودم زیر کولرش هم بمونم. هممون چند روزی سردرد و سرگیجه داشتیم. بذار عکساشو بذارم میبینی چی میگم.. لب ساححل با اونهمه آدم و هوای شرجی و ... وووای نمیتونم تصورش کنم..
کاکل زری یا ناز پری
21 مرداد 92 16:00
اخیییییییییی محیا حسابی خوش گذشته هاااااا عجب ترافیکیییییی
عروسکهام پرنیا وپانیا
22 مرداد 92 0:39
سلام
واقعا عجب خونه ی باصفایی
راستی با این ترافیک چند ساعته تهران رسیدی
در ضمن مگه تعطیلاتتون تا آخر عید فطر نبوده؟


سلام. 7-8 ساعتی تو راه بودیم. راستی بیا در خدمت باشیم تا دلتنگی پرنیا رفع بشه. نه تا آخر همین هفته میشه نیومد. چون 3-4 روز تشویقی دادن که تا وسطای شهریور میشه استفاده کنی. من گذاشتم 7-11 شهریور که برم مشهد خدا بخواد.
|مادر آیاتای
22 مرداد 92 8:41
سلام خواهر. میبینم که برگشتی سر خونه زندگیت. به به، چه صفایی. واقعا خوشا بحالت ای ....
همیشه به سفر. ترافیک اون روز دلیلش چی بود؟ وسط هفته؟


هنوز ملت از تعطیلات دلشون نمیومد برگردن. راستی عکسای زیرابو بذارم چی میگی
محبوبه مامان الینا
22 مرداد 92 10:47
به به چه حیاطی لذت بردم
عکاس باشی رو


واقعا. جاتون خالی
مامی کوروش
23 مرداد 92 11:34
منم دلم می خواد برم اونجا زندگی کنم

همسرم هم دوست داره

ولی کار و چه کنیممممممم خاهر




تو شمال که خرج نداری که خواهر. انتقالی رو واسه چی گذاشتن؟؟؟ دوستم بانکیه رفت و پشیمون شد


خاله هدی یاسمین زهرا و محمد کوچول
5 شهریور 92 10:52
مریم جون شیراز هواش شرجی نیست چون کنار دریا یا دریاچه نیستش. اینجا هواش گرم و خشکه یه جورایی مثل اصفهان یا همون تهران. برای همین کلا توی هوای شرجی اکسیژن کم میاریم بخصوص من و مامانم که مشکلات زمینه ای هم داریم... امسال بعد از این همه عمری که از خدا گرفتم سه روز تقریبا حالت شرجی رو توی شیراز تجربه کردم که کل مردم شیراز رو متعجب و شوکه کرده بود. بعضی ها هم راهی بیمارستان شدن و ... داستان داشتیم. برای همین میخوام بدونم معمولا کی هوای شمال کمتر شرجیه و کجاها مناسب تره.

فدای تو جواب کاملتری پیدا میکنم و بهت میگم. اگه یادم رفت یادآوریم کن