پایان زودهنگام از سری دوم تعطیلات
سلام دختر نازم. در حالیکه یه هفته از تعطیلات تابستون باقیمونده به دلایل زیادی برگشتیم خونمون و سرکارم..
اول از همه حس دلسوزی نسبت به دانشجویانی که شهریور دفاع دارن (آیکون قندک بانو) و آزار و اذیت صاحبخونه که نمیدونم چرابابایی مخالفه تا از شرش راحت بشیم و بی مزه شدن تعطیلات و خوش گذشتن بیش از حد مسافرت کوچولومون به زیراب ( دسته جمعی و باتفاق تمام اعضای خانوادم) که اگه عکساشو بذارم دوستان ضعف میکنن. با همه مسائل ریز و درشتش و مهمتر از همه اینا اینکه بدون اینکه زمان دقیق تعطیلاتو بدونیم واسه شهریور بلیط قطار رزرو کردیم و نمیشه ازش گذشت. پس لازمه که قندک بازی دربیاریم تا واسه مرخصی اونموقع زیاد دل دوستان و اربابین رو نرنجانیم.
احتمال دادم دوباره بسمت بنگاهها متواری بشم واسه همین خاله جون ناس اومد و الان پیشش هستی.بقیه هم اعلام آمادگی کردن که بیان کمک اما فعلا بابایی میخواد به هر قیمتی جناب ریاضت رو راضی کنه تا بمونیم.تا ببینیم خدا چی میخواد. تا چند دقیقه بعد منتظر عکسا بمونید لطفا.



پایان زودهنگام از سری دوم تعطیلات
