خاطرات 10 ماهگی
امروز یکشنبه ١١مهر بابا علی اولین اتومبیل رو واسه دخترم خرید( فقط 3500ت).gif)
.gif)

چهارشنبه 14 مهر اولین کفش دخترم رو در باغ سپهسالار بقیمت 12 هزار تومن خریدم

جمعه 16 مهر 89 بمناسبت روز کودک با بابا علی به پارک فدک رفتیم و دختر ملوسم اولین تاب و سرسره اش رو تجربه کرد.
.gif)
کلی عکس و فیلم گرفتیم. عصری هم که برگشتیم خونه با انگشتهای کوچیکت رو گیتار مانی میزدی و نی نای نای میکردی!!!!!!!مانی فدای رقصیدنت


امروز 17 مهراولین روز مهد بعد از شکستن دست مانی بود.
عصری هم وارد مغازه ای شدیم که آهنگ پخش میکرد.شما به محض وارد شدن شروع به رقصیدن کردی
و با زبونت هم نی نانای میکردی. مغازه دار ها کلی می خندیدند.
شنبه 18 مهر 89 بمناسبت روز دختر من و دختر نازم به خیابون بهار رفتیم و براش اولین پیراهن دخترونه رو گرفتم (28 هزار تومن.که بعدا بعد اینهمه تورم کلی به قیمتش بخنده)

این روزها هم اختلافات شدیدی بین مداحی بابا علی و رقصیدنهای قرتی دخترم برقراره
یک روز هم باتفاق بچه ها رفتیم تمشک بچینیم. قسمتی هم آب بندونی بوده که خشک شده و شبیه به کویر بود. کاش پرنیا جون این همه راه رو تا کاشان نمیرفت عکس کویری واسه عروسیش بگیره میومد اینجا خوب...

محیا تو قایق موتوری

محیا درحال تمشک خوردن

وای چه تمشکهایی...

بازم امین جون تو لحظات سخت زحمت بغل کردنتو کشیدن...مرسی داداشی

اومدی پیک نیک کیف موبایل میخوری؟؟؟

این هم از دخمل خاله ها...





خاطرات 10 ماهگی
