31/خرداد/90
صبح با دیدن عمو صابر تعجب کردی. از خجالت رفتی کنج دیوار...
تو مهد هم اومدم تو کلاست. سهیلا جون گفت سایز پوشکت واست کوچیک شده. تبریک میگم. یک سایز رشد کردی. اصلا این روزها خوب میخوری و تپل شدی..نوش جونت. اما قول بده باربی بمونی گلکم. تمام دندونات هم کامل شدن. اصلا دیگه واسه خودت خانمی شدی و مستقل. فقط یک کم مونده تا پوشکت رو بگیرم و دیگه همه چی عالی میشه نازگلم...
عصری مرجان اس ام داد که فردا میان تهران. وای چه خبر خوبی. کلی با مهرنازجون بهت خوش میگذره. شب با بیقراری ساعت ٨ خوابیدی. شبهای دیگه ٩تا ١٠ میخوابی. نصفه های شب هم کلی گریه کردی.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



31/خرداد/90 
