3/خرداد/90- روز مادر
امروز روز مادره....

اینهم هدیه محیا به مامانی اش.gif)


در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست
مادرم! دعایم کن که با دعایت ، دلم خانه دردها نیست
عزیزترین عزیزانم ، روزت مبارک . . .

مادر
کاشکی می شد بهت بگم / چقدر صدات و دوست دارم
لالایی هات و دوست دارم / بغض صدات و دوست دارم . . .
البته اگه هرروز روزش باشه کمه. اینا رو نه بخاطر خودم میگم . بلکه بخاطر مادرم که تازه میفهمم چی کشیدن.احساس میکنم کاری واسش نکردم و بجز با درس خوندن دیگه هرگز خوشحالش نکردم. اینارو مینویسم تو مثل من نباشی و درآینده قدر کسایی رو که واست زحمت کشیدن بدونی و همیشه به پدر بزرگها و مادر بزرگها احترام بذاری چون اگه اونا تلاش نمیکردن ما هم نمیتونستیم درست تربیتت کنیم. از همینجا دستشون رو میبوسم. هم بابا مامان خودم و هم مامان بابا علی. خدا پدرش رو هم رحمتش کنه.
امروز شمارو گذاشتم مهد و رفتم بیمه. دیر رسیدم و به جشنی که از صداسیما اومدن و تو مهد برگزار کردن نرسیدم. منو ببخش گلم...



3/خرداد/90- روز مادر
