باز هم عکس + مامان زهره کوروشی نوشت
دیروز حوصلت سرومده بود. بستنی تو راهی و هر چی هم تو خونه داشتیم خوردنی. باز هم نق میزدی.. گفتم بهترین فرصته تا با یه سورپرایز خوشحالت کنم. تولدت مامان هستی جون زحمت کشیدن و دوتا وایت برد برات خریدن. یکیشو نگه داشتم تا سرفرصت رو کنم. بله الان وقتش بوددد.. محیا خانمی مشعوف: مرسی هستی مهربون..میسی.. و امروز صبح تا به هستی گفتی اونهم شاد شد. بگمونم اصلا یادش نبود که برات چی خریده بود... اصرارداشتی تا از تمام صفحاتش عکس بگیری.. اینهم یه مدل محیایی دیگه... - تو خونه هر چی دستت بیاد برمیداری میاری مهد: شامل انواع عروسک، پتو، کیف، چتر و...صبحی بابایی با کاسه کوزه بغلت میکنه و عصری من باید اونا رو ببرم بالا....








